پیشنهاد سردبیر

پیدا و پنهان حمله‌های هوایی جنگ 12 روزه

1404/09/26
مقاله

ویدئوی منتشرشده از حمله هوایی رژیم صهیونیستی به محدوده میدان قدس در منطقه تجریش تهران، اگرچه ابعاد قساوت و جنایت این رژیم را برای افکار عمومی آشکار کرد، اما در عین حال حاوی نکته‌های ارزشمند دیگری نیز بود. این نکته‌ها می‌توانند در ادامه به‌عنوان مبنایی برای بررسی یکی از مسائل مهم جنگ ۱۲ روزه مورد استفاده قرار گیرند.

شاید یکی از مهم‌ترین نکته‌های قابل مشاهده در این تصویرها، جهت اصابت دو پرتابه به میدان قدس تجریش باشد که به‌طور واضح، هر دو پرتابه از سمت شمال به دو نقطه در محدوده میدان قدس اصابت کرده‌اند. این موضوع اگرچه پیش‌تر در برخی محافل فضای مجازی نیز مطرح شده بود، اما اکنون بر آن هستیم با بررسی دقیق‌تر برخی تصاویر، به تحلیل پروفایل و محدوده پرتاب جنگ‌افزارهای هواپرتاب، مسیرهای پروازی و کریدور ایجادشده در آسمان کشور توسط رژیم صهیونیستی در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بپردازیم.

در گام نخست، به بررسی تسلیحات به‌کارگرفته‌شده در جریان جنگ می‌پردازیم. بر اساس تصویرهای منتشرشده از سوی ارتش رژیم صهیونیستی، برخی از جنگنده‌های به‌کاررفته در مأموریت‌های تهاجمی در پیکربندی چندمنظوره (Multirole / Mixed Loadout) مشاهده می‌شوند. به این معنا که جنگنده مورد نظر، افزون بر تسلیحات هوا‌به‌زمین برای اجرای مأموریت تهاجمی محول‌شده، به تسلیحات هوا‌به‌هوا نیز به‌عنوان تسلیحات ثانویه و با هدف درگیری هوایی احتمالی مجهز شده است.

ترکیب لود هوا‌به‌زمین و هوا‌به‌هوای جنگنده‌های این رژیم در مأموریت‌های تهاجمی را می‌توان به شرح زیر دسته‌بندی کرد:

در کنار این موارد، می‌توان به موشک‌های بالستیک هواپرتاب مبتنی بر خانواده اسپارو با برد تخمینی بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر نیز اشاره کرد. اگرچه این نوع تسلیحات تاکنون در تصویرهای منتشرشده مشاهده نشده‌اند، اما احتمال به‌کارگیری آن‌ها را نمی‌توان به‌طور کامل رد کرد. خانواده اسپارو شامل سه نسخه اصلی است: نسخه Black برای شبیه‌سازی موشک اسکاد-B، نسخه Blue برای شبیه‌سازی موشک‌های اسکاد-C/D و نسخه Silver برای شبیه‌سازی خانواده موشک‌های شهاب و قدر توسعه یافته است. با توجه به این روند توسعه، پیش‌بینی می‌شود این خانواده دارای یک نسخه رزمی هواپرتاب نیز باشد.

بر اساس تصویرهای منتشرشده از جنگنده‌های نیروی هوایی رژیم صهیونیستی، برخی از پرنده‌ها از جمله F-35I آدیر و F-15A/C ایگل با پیکربندی برتری هوایی / هوا‌به‌هوا (Air Superiority / Interceptor Loadout) در نقش جنگنده اسکورت، دسته‌های تهاجمی را همراهی کرده‌اند. بررسی موارد مشاهده‌شده نشان می‌دهد که این جنگنده‌ها به مجموعه‌ای از تسلیحات هوا‌به‌هوای زیر مجهز بوده‌اند:

همچنین بر اساس برخی تصویرها، در مواردی موشک‌های هوا‌به‌هوای تمرینی و بی‌اثر CATM-120 و CATM-9 نیز مشاهده شده‌اند. این موشک‌های بی‌اثر (Inert) که معمولاً با رنگ بدنه آبی یا نوار آبی‌رنگ مشخص می‌شوند، فاقد سامانه پیشران و سرجنگی هستند. با این حال، به دلیل برخورداری از سامانه هدایت، در رزمایش‌ها و تمرین‌ها برای شبیه‌سازی درگیری هوایی به کار می‌روند و در مأموریت‌های رزمی نیز عمدتاً به‌عنوان معادل وزنی (Ballast Load) و با هدف حفظ تعادل و شبیه‌سازی بار عملیاتی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در گام بعدی، به بررسی کریدورهای احتمالی پروازی رژیم صهیونیستی پرداخته می‌شود. با بررسی شماری از تصویرهای منتشرشده در جریان جنگ از جمله حمله به میدان قدس تجریش با استفاده از بمب GBU-39/B SDB I، حمله به یک سوله در اصفهان با به‌کارگیری بمب‌های هواپرتاب SPICE-1000 و حمله به راکتور نیمه‌کاره باقی‌مانده IR-40 در تأسیسات هسته‌ای خنداب با استفاده از موشک‌های کروز هواپرتاب AGM-142 Popeye و با توجه به برد هر یک از این تسلیحات، می‌توان محدوده‌ای تخمینی برای محل پرتاب آن‌ها تعیین کرد.

در گراف ارائه‌شده، محدوده تحت پوشش موشک‌های بالستیک هواپرتاب با دایره‌های قرمز، محدوده تحت پوشش موشک‌های بالستیک هواپرتاب رمپیج با دایره‌های سبز، محدوده تحت پوشش موشک‌های کروز هواپرتاب دلیله و پوپای با دایره‌های قرمز تیره و محدوده تحت پوشش بمب‌های هواپرتاب GBU-39/B SDB I و SPICE-1000 با دایره‌های آبی نمایش داده شده است.

بر این اساس، تلاش شده است با در نظر گرفتن شیوه‌های عملیاتی متداول در مأموریت‌های تهاجمی هوایی، از عوارض زمین به‌منظور پوشش دسته‌های پروازی استفاده شود. همچنین برای شناسایی و ترسیم کریدورهای احتمالی، افزون بر لحاظ‌کردن میزان مصرف سوخت جنگنده‌ها (حدود ۲۷۰۰ کیلوگرم بر ساعت برای خانواده ایگل و ۲۳۰۰ کیلوگرم بر ساعت برای خانواده فالکن)، نشانه‌های میدانی متعددی نیز مدنظر قرار گرفته است؛ از جمله مشاهده مخازن سوخت خارجی ۶۰۰ گالنی جنگنده‌های F-15C/D/I رژیم در مناطق ساحلی رامسر و نور (صلاح‌الدین‌کلا) در استان مازندران، شهر بارده در استان چهارمحال و بختیاری و همچنین گزارش ساکنان بیله‌سوار از مشاهده جنگنده در آسمان شمال‌غرب کشور. بر این مبنا، کریدورهای احتمالی بر اساس کوتاه‌ترین مسیر پروازی شناسایی و ترسیم شده‌اند. بدیهی است که مصرف سوخت جنگنده‌ها در شرایط مختلف پروازی متغیر است، اما برای انجام محاسبات نظری و تخمینی، یک عدد میانگین بر اساس شرایط پرواز اقتصادی در نظر گرفته شده است.

بررسی برخی تصویرهای مربوط به حملات هوایی نشان می‌دهد که می‌توان با ضریب اطمینان بالایی، پروفایل حرکت پرتابه از محل تقریبی پرتاب تا نقطه اصابت را ترسیم کرد. به این ترتیب، امکان برآورد حدودی محدوده پرتاب بمب‌های هواپرتاب و شلیک موشک‌های کروز فراهم می‌شود. با توجه به کوهستانی بودن بخش قابل توجهی از محدوده‌های پرتاب تسلیحات در شمال و غرب کشور، به نظر می‌رسد جنگنده‌های رژیم صهیونیستی برای حمله به اهداف مورد نظر از تاکتیک LABS (مخفف Low Altitude Bombing System که با عنوان Toss/Loft Bombing نیز شناخته می‌شود) بهره گرفته باشند.

در این تاکتیک، جنگنده مهاجم با پرواز در ارتفاع پایین و استفاده از عوارض زمین، به نقطه از پیش تعیین‌شده در رایانه کنترل سلاح نزدیک می‌شود و سپس با اجرای مانور پاپ‌آپ (Pop-up) در دامنه کوه، رهاسازی بمب در زاویه‌ای حدود ۲۰ تا ۷۵ درجه نسبت به خط افق انجام می‌گیرد. این روش موجب پرتاب پرتابه به سمت جلو و بالا می‌شود. در ادامه، پرتابه با استفاده از سامانه هدایت خود شامل هدایت GPS/INS در بمب‌های GBU-39 و GBU-31، GPS/INS همراه با IIR در بمب‌های اسپایس و GPS/INS به‌همراه IIR یا TV در موشک‌های کروز دلیله و پوپای، تا رسیدن به هدف هدایت می‌شود.

بر اساس موارد مطرح‌شده و فرضیات ارائه‌شده، در نهایت گرافی از کریدورهای احتمالی ورود و خروج جنگنده‌های نیروی هوایی رژیم صهیونیستی به آسمان کشور ترسیم شده است. در این گراف، کریدورها به دو دسته کلی شمالی و جنوبی تقسیم‌بندی می‌شوند که هر یک ویژگی‌های عملیاتی متفاوتی دارند.

در کریدور شمالی، جنگنده‌ها پس از برخاست از پایگاه مبدأ خود در سرزمین‌های اشغالی، در محدوده جنوب‌شرقی آسمان سوریه (محور تدمر – دیرالزور) اقدام به سوخت‌گیری هوایی از تانکرهای سوخت‌رسان KC-707 می‌کنند. جنگنده‌های عمل‌کننده در مأموریت‌های رزمی، به دلیل لود کامل عملیاتی ـ شامل حمل حداکثر تسلیحات در کنار غلاف دیتالینک AN/ASW-55 برای موشک‌های کروز دلیله و پوپای، غلاف ناوبری AN/AAQ-13، غلاف هدف‌گیری AN/AAQ-28 و سامانه جنگ الکترونیک ELTA-8222 ـ و همچنین رعایت محدودیت حداکثر وزن برخاست (MTOW)، ناگزیر با کاهش میزان سوخت داخلی اقدام به برخاست می‌کنند. بر این اساس، انجام مرحله نخست سوخت‌گیری هوایی پیش از ورود به فاز عملیاتی، در محدوده جنوب آسمان سوریه ضروری بوده است.

پس از تکمیل مرحله سوخت‌گیری، جنگنده‌ها مسیر خود را تا رسیدن به نقاط تعیین‌شده رهاسازی سلاح (Weapon Release Point) که در رایانه کنترل سلاح تعریف شده‌اند، ادامه می‌دهند. با توجه به مسیرهای ترسیم‌شده برای کریدور شمالی، امکان اجرای حمله به شهرهایی همچون تبریز (که در روز نخست جنگ شاهد حملات هوایی گسترده‌ای به نواحی مختلف از جمله پایگاه دوم شکاری و محل استقرار شهرهای موشکی بود)، ارومیه، زنجان، قزوین، رشت، تهران، کرج، مازندران و شاهرود ـ که جزو اهداف حملات بردبلند نیروی هوایی رژیم اعلام شده‌اند ـ فراهم می‌شود.

کوتاه‌ترین مسیر رفت‌وبرگشت در این کریدور (تا نقطه ایستایی تانکر در مسیر بازگشت) حدود ۲۴۰۰ کیلومتر (مسیر نارنجی) و طولانی‌ترین مسیر نیز حدود ۳۰۰۰ تا ۳۳۰۰ کیلومتر (مسیرهای مشکی و طوسی عبوری از حریم هوایی باکو) برآورد می‌شود. مسیر بازگشت جنگنده‌ها تا خروج از آسمان کشور نیز بر اساس تصویرهای مشاهده‌شده از مخازن سوخت خارجی ۶۰۰ گالنی در سواحل شمالی کشور ترسیم شده است. افزون بر این، دو مسیر عبوری شمالی دیگر نیز با توجه به گزارش‌های مردمی از مشاهده جنگنده‌ها در منطقه بیله‌سوار و با استفاده از حریم هوایی جمهوری آذربایجان در نظر گرفته شده‌اند.

در کریدور جنوبی، دو مسیر اصلی برای اجرای حمله به عمق کشور قابل ترسیم است. این مسیرها بر اساس تخمین حدودی محدوده پرتاب تسلیحات به‌کاررفته در حمله به برخی اهداف مرکزی کشور ـ از جمله اصابت بمب‌های SPICE-1000 به اصفهان و شلیک موشک‌های کروز Popeye به تأسیسات هسته‌ای خنداب ـ تعیین شده‌اند. در این کریدور نیز پرواز دسته تهاجمی با انجام مرحله نخست سوخت‌گیری هوایی در جنوب آسمان سوریه آغاز می‌شود و پس از رسیدن به محدوده پرتاب تسلیحات، جنگنده‌ها با بهره‌گیری از تاکتیک LABS اقدام به هدف قرار دادن اهدافی در شهرهای سنندج، کرمانشاه، ایلام، اهواز، شیراز، اصفهان، یزد و قم می‌کنند و در نهایت از آسمان کشور خارج می‌شوند. متوسط مسافت طی‌شده در کریدورهای جنوبی حدود ۲۷۰۰ کیلومتر برآورد می‌شود.

جنگنده‌های عمل‌کننده در هر دو کریدور، پس از خروج از آسمان کشور، نیازمند انجام مرحله دوم (نهایی) سوخت‌گیری هوایی برای بازگشت به پایگاه مبدأ خود هستند. بر این اساس، پیش‌بینی می‌شود تانکرهای KC-707 برای اجرای مرحله پایانی سوخت‌رسانی، در نقاط ایستایی احتمالی در محدوده جنوب سوریه (محور تدمر – دیرالزور) یا در محدوده شمال عراق ـ سوریه (حدفاصل دهوک عراق – حسکه سوریه) در انتظار دسته‌های پروازی بوده باشند.

پس از بررسی موارد یادشده، پرسش اساسی این بخش آن است که حمله به عمق کشور با استفاده از جنگنده‌ها توسط رژیم صهیونیستی چگونه امکان‌پذیر شده است و راهکار مقابله با این تهدید چیست؟

نخستین و شاید مهم‌ترین عامل مؤثر در فراهم‌شدن امکان نفوذ جنگنده‌های دشمن به آسمان کشور، سرکوب سامانه‌های پدافندی زمین‌پایه میان‌برد و بردبلند و همچنین رادارهای پیش‌اخطار ثابت و متحرک شبکه پدافندی کشور در موج‌های ابتدایی حمله و در بامداد روز نخست جنگ بوده است. بر اساس تصویرهای منتشرشده، بخشی از این سامانه‌ها در وضعیت غیرعملیاتی، توسط تیم‌های کماندویی نفوذی از داخل کشور و با استفاده از تسلیحات ضدزره خانواده اسپایک و کوادکوپترهای انتحاری مورد هدف قرار گرفته‌اند. بخش دیگری از سامانه‌ها نیز در موج‌های بعدی حمله‌های هوایی، با به‌کارگیری موشک‌های کروز هواپرتاب دلیله سرکوب شده‌اند.

این روند موجب شد تا جنگنده‌های رژیم صهیونیستی با ایجاد یک کریدور نفوذ هوایی، مسیر ورود خود به آسمان کشور را هموار کنند و در شرایطی که برتری هوایی از دست رفته بود، امکان جابه‌جایی سامانه‌های راداری و پدافندی متحرک و بازسازی حلقه آسیب‌دیده شبکه پدافندی برای نیروهای مسلح کشور با دشواری مضاعف مواجه شود. در همین راستا، در برخی از تصویرهای منتشرشده مشاهده می‌شود که شماری از سامانه‌های پدافندی میان‌برد و بردبلند، از جمله سوم خرداد و طبس، حتی در وضعیت غیرعملیاتی و هنگام جابه‌جایی بر روی کشنده و در حال حرکت در جاده، هدف حمله قرار گرفته‌اند.

در این میان، شاید یکی از فرصت‌های از دست‌رفته راهبردی که می‌توانست توان اجرای عملیات‌های هوایی گسترده و بردبلند را از نیروی هوایی رژیم سلب کند، فرصت ایجادشده برای کشور در جریان دو عملیات وعده صادق بوده است. در این عملیات‌های موشکی، امکان آن وجود داشت که با وارد آوردن ضربه‌ای متمرکز به برخی اهداف نظامی راهبردی از جمله رمپ استقرار تانکرهای سوخت‌رسان KC-707 در پایگاه هوایی نواتیم، توان پشتیبانی هوایی رژیم از جنگنده‌ها برای اجرای مأموریت‌های بردبلند به‌طور محسوسی کاهش یابد.

در خصوص وسعت حملات هوایی، اگرچه اطلاعات دقیق و رسمی از منابع داخلی در دست نیست، اما بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی ارتش رژیم صهیونیستی، جنگنده‌های این رژیم طی ۱۲ روز جنگ حدود ۱۵۰۰ سورتی پرواز انجام داده‌اند. با در نظر گرفتن مسیرهای پروازی به طول حداقل ۲۵۰۰ و حداکثر ۳۴۰۰ کیلومتر، پرواز اقتصادی جنگنده‌ها با سرعت کروز و مدت زمان پرواز حداقل ۲٫۸ و حداکثر ۳٫۸ ساعت، می‌توان تخمین زد که جنگنده‌های رژیم در مجموع طی این بازه زمانی، حدود ۴۲۰۰ تا ۵۸۰۰ ساعت پرواز عملیاتی انجام داده باشند.

در همین چارچوب، این رژیم اعلام کرده است که تانکرهای سوخت‌رسان KC-707 نیز طی ۱۲ روز جنگ حدود ۶۰۰ سورتی پرواز انجام داده‌اند. با احتساب مسیر پروازی حدود ۵۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتر تا مناطق جنوب سوریه و شمال عراق، پرواز اقتصادی با سرعت کروز و مدت زمان پرواز تقریبی ۰٫۶ تا ۱ ساعت (و حتی بیشتر، در صورت پرواز در نقطه ایستایی برای انتظار بازگشت دسته پروازی جهت انجام مرحله نهایی سوخت‌رسانی)، می‌توان برآورد کرد که ناوگان حدود ۷ فروندی تانکرهای KC-707 در این مدت حداقل ۳۷۵ ساعت و در سناریوی حداکثری بیش از ۶۰۰ ساعت پرواز انجام داده است.

بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که در صورت بهره‌برداری مؤثر از فرصت‌های ایجادشده در دو عملیات وعده صادق و وارد آوردن آسیب عملیاتی به رمپ استقرار این ناوگان حتی با فرض آسیب‌دیدن حداقل یک و حداکثر دو فروند تانکر KC-707، حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد از توان پشتیبانی هوایی رژیم صهیونیستی در اجرای عملیات‌های بردبلند دچار کاهش می‌شد؛ کاهشی که می‌توانست تأثیر قابل توجهی بر دامنه و تداوم حمله‌های هوایی این رژیم بر جای بگذارد.

در شرایط کنونی و با توجه به محدودیت‌های موجود از جمله نبود جنگنده‌های رهگیر به‌روز و فقدان توان هوایی مؤثر برای دفع حملات هوایی، بخش عمده مسئولیت دفاع هوایی کشور بر دوش سامانه‌های پدافندی زمین‌پایه قرار گرفته است. در چنین وضعیتی، مهم‌ترین و حداقلی‌ترین وظیفه نهادهای نظامی و امنیتی، تأمین امنیت سامانه‌های پدافندی حیاتی میان‌برد و بردبلند در برابر تهدیدات داخلی است؛ تهدیداتی که شامل تیم‌های خراب‌کار کماندویی مجهز به تسلیحات ضدزره خانواده اسپایک و کوادکوپترهای انتحاری می‌شود. اهمیت این موضوع بدیهی است و نیاز به توضیح اضافی ندارد.

در گام دوم و در ابتدایی‌ترین سطح، لازم است وجود ضعف در ساختار دفاعی و نظامی کشور پذیرفته شود و برای رفع آن، به‌دنبال راهکارهای عملی و اثربخش رفت. نادیده گرفتن ضعف‌ها یا حذف صورت مسئله، در آینده می‌تواند کشور را با مخاطرات به‌مراتب جدی‌تری مواجه کند.

بر این اساس، در قالب یک برنامه میان‌مدت و بلندمدت، توسعه و بازسازی توان هوایی کشور باید به‌عنوان یک اولویت راهبردی مورد توجه قرار گیرد. تجربه نشان داده است که حتی کارآمدترین سامانه‌های پدافندی، در صورت مواجهه با حملات شدید، حجیم و پرتعداد دشمن ـ حتی با فرض حذف عامل سرکوب پدافند از داخل کشور ـ در نهایت با خطر اوت‌نامبر شدن روبه‌رو خواهند شد. این وضعیت می‌تواند به کاهش نرخ رهگیری، افزایش نفوذپذیری حلقه پدافندی و در نهایت، انهدام سامانه‌های پدافندی یا وارد آمدن خسارت‌های سنگین به نقاط حیاتی کشور از طریق پرتابه‌های دشمن منجر شود.

از این منظر، تجهیز کشور به توان هوایی مؤثر برای درگیری‌های احتمالی امری اجتناب‌ناپذیر است. به نظر می‌رسد اهمیت نقش ناوگان هوایی رزمی و پشتیبانیِ آماده و به‌روز، با توجه به تجربه‌های به‌دست‌آمده از جنگ هشت‌ساله، برای فرماندهان نظامی امری روشن و غیرقابل انکار باشد. به‌کارگیری جنگنده‌های رهگیر توان‌مند با قابلیت درگیری فراتر از برد دید (BVR) به‌همراه تسلیحات مناسب، استفاده از پرنده‌های آواکس برای مدیریت میدان نبرد، بهره‌گیری از توانمندی‌های جنگ شبکه‌محور و کشف اهداف هوایی در بردهای بالا که به‌دلیل ماهیت کوهستانی کشور، انجام آن صرفاً با رادارهای زمین‌پایه با محدودیت‌های جدی همراه است، ضرورتی حیاتی برای نیروهای مسلح به شمار می‌رود.

در نهایت، از فرماندهی نیروی هوایی و سایر نهادهای بالادستی انتظار می‌رود با پرهیز از اتلاف زمان و منابع در قالب اقدام‌های کم‌اثر و نمایشی، از جمله ایجاد ساختارها، قرارگاه‌ها یا فراخوان‌هایی که دستاورد عملی مشخصی ندارند، فرصت‌های محدود موجود را برای تقویت واقعی توان هوایی کشور مغتنم شمرده و اقدامات لازم را با حداکثر سرعت و کارآمدی در دستور کار قرار دهند.

اشتراک گذاری:

2 دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

دانیال 16 دی 1404

متجاوز اسمش مشخصه،،بلخره میتونه ضربه بزنه،،،ما باید تهدید رو از مبدا شناسایی، و بعد ارتش فضایی دارند اینان،یعنی از فضا هم می‌توانن جنگال کنن،،بعد ما هشدار و دید و گوش چشم داشته باشیم اون وقت فکر رهگیری و ضربه ب مهاجم باید انجام داد،ما باید در زمین هوا دریا قوی باشیم،،دلسوز ما خودمون هستیم نه کسی دیگر،متاسفانه سیاست ما ن شرق ن غرب هست ولی هنوز ببنید چندساله روسیه چین میخواد هواپیما بده ما،یا روسیه نمی‌دانستند اینا در حال حمله هستن! باور نمیکنم،به امید خدا و جوانان خودمون فقط،،،البته متحد و دوست داشتن خوبه ولی بدانیم ک هرکشوری دنبال منافع ملت و کشور خود هست،الان فرانسه انگلیس و اروپا، ۵۰۰ساله منفعت دارند در ایران ،هند چین رو از طریق ایران کنترل و مستعمره کردند ولی فقط از ایران سود می‌برند، و جای اون دسیسه هم میکنن برا ایران،مثل شبکه معاند یا تسلیحات دادن ب صدام،چرا ایران نمیتونه ب اینا بگه یا دوست یا دشمن،تازه ب همشونم خوبی کرده،از وام فرانسه،تا کمک ب انگلیس در جنگ،تا ،،،،ولی ما نمیتونیم قاطع باشیم با همشون شرق و غرب،،روسیه مثلا، روسیه بعد شوروی یک ورشکسته بود ایران کمکش کرد،ولی اونا یادشون میره

رونین 14 دی 1404

با روش‌های متعارف نمی‌شود با اینها جنگید. برای این سناریوها بارها و بارها تمرین کردند. باید اصل غافلگیری برمبنای خلاقیت رو جایگزین روش‌های متعارف نظامی کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *